قلعهای با چهل سگ بود
1990
نام مرا رنِگِد میخوانند
1987
برتولد و برتولدینو و کاکاسنّو
1984
شریف و پسر ماهوارهای
1979
او را بولدوزر صدا می زدند
1978
سرجوخه رومپیلیونی تبدیل میشود... گروهبان
1975
پسکوالینو کاماراتا... کاپیتان ناو
1974
بگذارید بخار بیفتد، رفیق III. قسمت - کار، آبجو + تخت
1974
سیمباد و خلیفه بغداد
1973
دو گربه بزرگ او ناین تیل... و نیم در آمستردام
1972
شما میتوانید با ۷ زن کارهای زیادی انجام دهید
1972
حالا او را سکرامنتو مینامند
1972
بیایید مسلح شویم و برویم!
1971
من هنوز ترینیتی هستم!
1971
فانتزی در میان مربعها
1971
فاشی سِنتا ویتوریا رازی است
1970
سارتانا اینجاست... تفنگت را با تابوت عوض کن
1970
به من میگویند ترینیتی
1970
بگذار همه چیز آزاد باشد
1969
اوه، مادربزرگ مرده است
1969
حدس بزن چه کسی برای عصرانه می آید
1969
بزرگترین بسته از همه
1968
دختری که بیش از حد می دانست
1963
به روش ایتالیایی فرار کردن
1962
مردگان مالیات نمیپردازند
1952
این اوست!... بله! بله!
1951