خط داستانی
ماریا در منهتن خون آشامی است که برای پذیرش و خون میجود، نه لزوما به همان ترتیب. به ظاهر زنی قرنِ نو است، آواز بلوز میخواند، برای عکسی ژست میگیرد و با کاروان اسبدار از میدان تایمز عبور میکند. آرئیل عکاس مد که نسبت به این خونآشام فریبنده جاذبه دارد، رابطه به وسوسه میگراید و در نهایت موجود شامگاه را پیدا میکند.