در دهه پنجاه، پسر ده ساله هونزا با مادر تنها در پراگ زندگی می کند. مادر در ابتدا کمونیستِ متعهدی است اما در نهایت نظرش را تغییر می دهد وقتی نمایش محاکمه ای برگزار می شود. او از ناراضیتش نسبت به دولت می گوید و بلافاصله دستگیر می شود. هونزا به خانواده دیگری سپرده می شود.