خط داستانی
سیلوی، یتیم 18 ساله، نمیتواند از پیشنهاد ازدواج سرپرستش، آکسل، امتناع کند. همسر جوان از شوهر سالخوردهاش ناراضی است و به جای او، عاشق دوست دوران کودکیاش، ویکتوریای، میباشد. سیلوی به ناامیدی فرو میرود وقتی آکسل از اعطای طلاق به او امتناع میکند.