Storyline
وایت الک، رئیس قبیلهای با پوست روشن، موجب دشمنی رئیس سیاه پلنگ میشود، کسی که او را از غارت یک کاروان واگن به سمت غرب بازمیدارد. اگرچه وایت الک به یک شاهزاده خانم هندی نامزد است، اما عاشق لوسیلا کاواناگ، یک زن سفیدپوست از شرق میشود. پس از اینکه پدرش، جان کاواناگ، او را فریب میدهد تا زمینهای قبیلهاش را واگذار کند، رئیس جوان محکوم به سوزانده شدن زنده توسط سیاه پلنگ میشود.