Storyline
لافایت جوردن (دیویس)، سرمایهگذار، برنامهریزی میکند تا دره کاریبوی را inundate کند و آن را به یک مخزن تبدیل کند، اما روستاییان حاضر به فروش زمین خود نیستند. در میان روستاییان ناراضی، جدسون فارست (هارلن) وجود دارد که میخواهد مخترع شود. ماری جوردن (بلامی)، دختر سرمایهگذار، آسیبدیده است و یک شب را در خانه او میگذراند. با یادگیری از نگرش او نسبت به پدرش، به عنوان یک خدمتکار در خانه جوردن خود را معرفی میکند. بعداً، در نیویورک، جدسون او را پیدا میکند. او در تلاش است اختراعاتش را بفروشد و برای تأمین مالی، خانهاش را رهن میکند. بانکدار روستا، که با جوردن همدست است، رهن را به سرمایهگذار میفروشد و تهدید به مصادره وجود دارد وقتی که نماینده تجاری جوردن، هنری موگریج (میلیان) به جدسون خیانت میکند. جوان فکر میکند ماری علیه او کار میکند. دوستان به کمک جدسون میآیند و او رهن را در آخرین لحظه پرداخت میکند. او میآموزد که جوردن از روشهای به کار رفته توسط نمایندهاش اطلاعی نداشته و ماری او را دوست دارد.