Storyline
آقای موریس، مالک یک فروشگاه بزرگ شهری، به افراد سابقه دار از طریق آزادی مشروط شغل می دهد تا به اصلاح و ادامهٔ زندگی قانونی کمک کند. از جملهٔ این افراد کارآموزی شدند هلن رابرتز و جو دنیس که به عنوان کارمند فروش کار می کنند. جو به هلن دل بسته و از او میخواهد با او ازدواج کند، اما او به دلیل بودن در آزادی مشروط اجازهٔ ازدواج ندارد، با این حال میگویند بله و ازدواج میکنند. با وجود زندگی فقیرانه، ازدواج آنها شاد است تا اینکه جو میفهمد او در گذشته به او دروغ گفته تا با او ازدواج کند. دچار ناامیدی میشود و به گروه قدیمی اش بازمیگردد و نقشهٔ دزدی از فروشگاه را میکشد.