Storyline
کوره و اینگا نامزد هستند. با این حال، چون بسیار فقیرند، هنوز نمیتوانند ازدواج کنند. آنها جدا از هم زندگی میکنند، هر کدام در آپارتمانهای کوچک با یک دوست. اینگا در یک دفتر کار میکند و کوره در یک کارخانه کوچک. اینگا عادت دارد صبحها دیر برسد و این موضوع او را در دفتر به دردسر میاندازد، به خاطر رئیس بسیار سختگیرش. این موضوع به همراه این که دختر دیگری شروع به دوستی با کوره میکند، رابطه آنها را به چالش میکشد، بحرانی که حل آن به آسانی گفته میشود.