Storyline
۱۹۴۷، در پاتاگونیا، در دهکدهای کوچک کنار دریا. خانهای متروک روی ساحل رویاهای لتی را پناه میدهد، تنهایی که فقط میگل، پیانیست جوانی، میتواند با او شریک شود. توماس، همسرش، لتی را دوست دارد و با شور و اشتیاق در برابر همه دهکده از او دفاع میکند، در حالی که او نقش زن فریبنده را با گذشتهای رمانتیک و پروندهای پرماجرا بازی میکند. اما در روزی بادخیز، مردی خارجی و خوشقیافه از دریا میآید، همان مردی که بیته دیویس با او عاشق میشد. برای لتی، واقعیت دچار نمایشی از رویاهای شگفتانگیز میشود. اما این موضوع توجه مأمور پلیس را جلب میکند. با آن جاسوس رازآلود، لتی وارد داستانی میشود که با همان داستانهایی که وقتی به سینما میرفت در دهکده میخواند، پایان مییابد.