Storyline
گروهی از پسران در یک زمین بازی بیس بال بازی میکنند و یکی از آنها توپ را به سمت بالای حصار میزند و پنجره خانهای متعلق به یک استاد را میشکند. او یک تعمیرکار را صدا میکند که برای تعمیر پنجره میآید و توسط خدمتکار زیبا استاد پذیرفته میشود. تعمیرکار به او جذب میشود و میخواهد دوباره او را ببیند، بنابراین بعد از تعمیر پنجره، شب به خانه برمیگردد و دوباره آن را میشکند، امیدوار است که او تماس بگیرد تا دوباره بیاید و آن را تعمیر کند. او تماس میگیرد، اما اوضاع دقیقاً به آن شکلی که او امیدوار بود پیش نمیرود.