Storyline
فردی ملوانی و شهربانو سیهرش برای مراسم ازدواج آماده می شوند. فردی شغل خود را ترک می کند تا برای با شهربانو به طور پایدار کار کند در حالی که او به زندگی با مشکلات مالی امید دارد. از سوی دیگر، او درخواست ازدواج از اکرم پسر رئیسش را جذاب می یابد. اما با شنیدن خبر قتل اکرم، دوستی او فرمی می یابد که تقصیر به فردی افتد و او را ربوده می کند. فردی روی ساحل بیدار می شود. سال ها بعد، فردی و شهربانو که موفق به بازگشت به استانبول می شوند دوباره با هم روبه رو می شوند.