Storyline
یوندا، شهردار نخبه، طرفدار اصلاحات اداری شهر است روزی دخترش معشوق خود شیومی را به خانه میآورد یوندا و شیومی به یکدیگر نگاه میکنند و عشق آغاز میشود شهردار یوندا در رابطه با دوست پسر دخترش دچار مشکل است با این حال او ماشین شیومی را با مردی غریبه میبیند یوندا که به او حسادت میکند در دفتر کارش شیومی را فرا میخواند و او عشقش را در کناره رودخانه خلوتی تأیید میکند آن روزها چندان طول نمیکشد دخترش او را در آغوش شیومی میبیند