Storyline
وقتی کارگر باوفای بافندهٔ کمرنگِ خانه، کارل، عمو دیرک که در بستر و با بیحوصلگی فلج است را در حال مرگ میبیند، بالاخره احساس آزادی میکند! او با یک پیامک خبر فوت را اعلام میکند اما وقتی معلوم میشود دیرک دروغگویی دیگری را اجرا کرده و در واقع زنده است و خانواده برای احترام به او میآیند، کارل با تردید مواجه میشود که حقیقت را فاش کند یا دوباره دیرک را مرده جلوه دهد.