چیمی فادن
Chimmie Fadden
چیمی، ولگردی از باوری، از دست بازداشت نادرست نجات مییابد توسط فانی، خیّر اجتماعی. او او، برادرش و مادرش را به عنوان خدمتکاران میپذیرد. برادرش نقشه میکشد تا نقرههای آن خانم خوب را بدزدد.