خط داستانی
ایوا، جذاب و شگفتانگیز، آماده است تا هر کاری انجام دهد تا قهرمان یک عاشقانهی بیرحم و دردناک باشد. این زن جوان مصمم است و عاشق صنعتگر فروتن، برونو میشود، که بعداً او را رها کرده و با میلیونر ارنستو ازدواج میکند. برونو از درد دیوانه میشود و به یک آسایشگاه روانی منتقل میشود. در هذیان، برونو ببر را با چهرهی ایوا تصور میکند که در توهماتش به او حمله میکند.