دو کاوشگر، یکی پدر «اسکای» برق برایس و دیگری پدر کیت آرنولد، یک واریزه بزرگ طلا متعلق به یک قبیله هندی پیدا میکنند. آنها به خانه میروند اما هر کدام یادداشتی به فرزندانشان میفرستند و از خوششانسی خود خبر میدهند. یکی از پدران نقشهای میکشد که یک خنجر را برداشته و دور تیغه آن یک تکه نخ بپیچد و سپس با مداد روی نخ، مکان دقیق پیدا شده را بنویسد. اگر چیزی برای آنها پیش بیاید، نخ به پسر و خنجر به دختر میرسد. آن شب یک هندی به کمپ آنها نزدیک میشود و پودر گرگ مرموزی میدمد که باعث میشود یک مرد به جای انسانها، گرگها را ببیند. پدر برق، شریکش را به عنوان یک گرگ میبیند و او را به قتل میرساند؛ بعداً او به شهر آورده میشود در حالی که در حال مرگ است اما قبل از مرگ، خنجر و نخ را به کلانتر میدهد و از او میخواهد که آنها را به برق و کیت برساند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.