یک جک در حال مرگ از باب و فلش میخواهد که به خواهرش نگویند او یک قانونشکن بوده است. وقتی باب با فلش در مورد دستمالش که در سرقت از اتوبوس پیدا شده، مواجه میشود، فلش به ماری میگوید که باب برادرش را کشته است. با این باور که اکنون میتواند با ماری ازدواج کند، او یک سرقت دیگر را برنامهریزی میکند. اما تیانا، که به او حسادت میکند، این را میشنود و به سمت شریف میدود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.