خط داستانی
پرنسس قرار است با پرنس بر خلاف میلش ازدواج کند. وقتی او امتناع میکند، پادشاه او را در برج حبس میکند. مینیستریل میکی او را میبیند و با درست کردن ریسمانی از لباسهای کلاسی بل، او را نجات میدهد. پادشاه آنها را میبیند و آماده میشود تا سر میکی را ببرد تا اینکه مینی مداخله میکند. پادشاه خواستار یک مسابقه میشود. میکی برنده میشود و آنها تا ابد خوشبخت زندگی میکنند.