فانتوماس
Fantômas
مارکیز دو لانگرون دوستانش را به قلعهاش در بیولی دعوت میکند. در میان آنها لرد بلتهام نیز هست که برای آوردن مبلغ قابل توجهی پول به آنجا آمده است. فانتوماس مرموز در طول شب مارکیز را به قتل میرساند. بازپرس ژو به دنبال او فرستاده میشود.