خط داستانی
نائومی، یک کودک سیاهپوست با پوست روشن، توسط مادرش رها میشود و تحت سرپرستی خانم ساندرز، زن نیکوکار، بزرگ میشود. زمانی که وابستگی او به سفیدی باعث میشود که علیه نژاد خودش قرار بگیرد، به یک صومعه فرستاده میشود. نائومی که به برادرخواندهاش جیمی به شدت عاشق است، موافقت میکند با دوست او ازدواج کند، اما از پوست تیره و رفتارهای ناپسند او متنفر است.