خط داستانی
آقای وِرتر، یک قاضی جدید در دوکنشین بزرگ والهایم که ویولنیست و شاعر است، به نظر میرسد که سرنوشت در کنار اوست زیرا با یک زن محلی زیبا به نام شارلوت آشنا میشود و به او علاقهمند میشود. اما هنگامی که وِرتر تصمیم به خواستگاری میگیرد، شارلوت به ناچار به او میگوید که به فرد دیگری، قاضی هوخشتاتن، وعده داده شده است. وِرتر و شارلوت تصمیم میگیرند که رابطهشان را از قاضی پنهان کنند و هر دو به افسردگی فرو میروند. آیا آنها قادر خواهند بود احساساتشان را مخفی نگه دارند؟