خط داستانی
دورن به دنبال زمین دامدار است و سعی دارد از کمک بانکدار برادی به آنها جلوگیری کند. وقتی مرد او، هموند، برادی را میکشد، یک هجوم به بانک رخ میدهد. وقتی راکی داوطلب میشود تا به شهر بعدی برود و پول بیاورد، توسط مردان دورن کمین میشود، حافظهاش را از دست میدهد و به خاطر دزدی پول به زندان میافتد.