ماجراهای کاپیتان فابیان
Adventures of Captain Fabian
همه چیز با عشق پنهانی بین خدمتکار کریول، لیا ماریوت و رئیس جوانش، جورج بریسک آغاز میشود. جورج، یک بورژوای بیاخلاق است که قصد دارد ارثیه عمویش را به ارث ببرد و با یک زن جوان از خانوادهای خوب ازدواج کند. پس از حادثهای که در آن او مردی را میکشد، فابیان، کاپیتان کشتی، او را از چوبه دار نجات میدهد. فابیان به او رسیدگی میکند و عاشقش میشود، اما به او نمیگوید. در عوض، لیا از این فرصت استفاده میکند تا به آغوش معشوقش بریسک برگردد و او را مجبور به ازدواج با خود میکند بعد از اینکه او را در حال قتل عمویش میبیند.