پدرو و خولیو، دو دوست حشرهشناس، عاشق یک زن به نام آدلا هستند که تصمیم میگیرد با پدرو ازدواج کند. خولیو در مراسم ازدواج شرکت میکند، اما برخلاف زن به عنوان شوهرش عمل میکند. اشتیاقی که دو دوست را به هم پیوند میدهد، حشرهشناسی است که آنها را به امضای یک توافقنامه میرساند. اما زن از زندگیای که داشته ناراضی است و میخواهد آنها را ترک کند. با کشف اینکه او از بیماری رنج میبرد، مردان را وادار میکند تا در همه چیز او را راضی کنند، بدون اینکه او از دلیل تغییر رفتارشان باخبر باشد.