تزار الکساندر دوم با یک دانشجوی جوان به نام کاتیا ملاقات میکند. او متوجه میشود که او را دوست دارد و سعی میکند او را دور کند، اما در نهایت دوباره یکدیگر را میبینند و او به معشوقهاش تبدیل میشود. با کمک کاتیا، الکساندر یک قانون اساسی لیبرال را آماده میکند، اما این اصلاحات او را نسبت به افراد مرفهتر خصمانه میکند و بدون اینکه به انقلابگران علیه رژیم طعنه بزند.