مکاریو، دهقان فقیر و گرسنه، در روز مردگان آرزوی یک وعده غذای خوب را دارد. پس از اینکه همسرش برای او یک بوقلمون میپزد، او با سه روح ملاقات میکند: شیطان، خدا و مرگ. هر یک از آنها از او میخواهد که بوقلمونش را تقسیم کند، اما او فقط به مرگ پاسخ مثبت میدهد. در عوض، مرگ به او بطری آبی میدهد که هر بیماری را درمان میکند. به زودی، مکاریو از پزشک روستا ثروتمندتر میشود که توجه تفتیش عقاید ترسناک را جلب میکند.