ساندور جوان به تیمیشوار میآید و بلافاصله با کشاورز خوک زسوپان همکاری میکند تا به دختر کولی سافی کمک کند. در نتیجه، او در عشق ناگهانی به دختر زسوپان، آرزنا، در موقعیت بدی قرار میگیرد. در قلعه بارینکایها که در اوگانده افتاده، ساندور با گروهی از کولیها ملاقات میکند. سیپرا، پیرزن، متوجه میشود که ساندور پسر بارینکایهاست. ساندور به دنبال گنج خانوادهاش است و باید بین آرزنا و سافی انتخاب کند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.