زاغ یک جوان لاغر و با تخیل بیش از حد است که فکر میکند انقلابی است. او از کار طراحی در جنرال موتورز هولدن در ملبورن خسته شده و از آنجا خارج میشود و به یک خانه مشترک با دوستش وست میرود. او در زندگی خود روزمرگی میکند، در مصاحبههای شغلی خرابکاری میکند، افراد 'محترم' را ناراحت میکند و مست میشود. تنها دختر در خانه، آنا، به پیشرفتهای زاغ مقاومت میکند زیرا او قبلاً با دو مرد دیگر ساکن، تونی و کلاید، در ارتباط است. اما وقتی او باردار میشود و کلاید و آنا تصمیم به ازدواج میگیرند، زاغ، تونی، کلاید و وست شوکه میشوند وقتی متوجه میشوند که هر یک از این چهار نفر میتواند پدر باشد. سپس سرگرمی آغاز میشود....