من هم فقط یک دانش آموز متوسط بودم
Auch ich war nur ein mittelmäßiger Schüler
پیت و فلیکس، دو دوست از مدرسه، سالها بعد به طور تصادفی در بیمارستان دوباره همدیگر را ملاقات میکنند. هر دو منتظر پدر شدن هستند. برای کوتاه کردن زمان طاقتفرسا تا به دنیا آمدن نوزاد، آنها به یادآوری زنده خاطرات روزهای مدرسه میپردازند. برخی از شرمندگیها نیز مطرح میشود.