یک جوان بیست ساله پس از سه سال زندان از زندان آزاد می شود و می خواهد زندگی تازه ای در جایی آغاز کند که نام او در آنجا آشنا نیست و تنها روی شغل و همسری و خانواده رویا دارد. او تا حدی به این رویاها می رسد اما سپس در کارگاه ساختمانی با برخورد بین رئیس فاسد و کارگران که به طور پنهانی قصد اعتصاب دارند با درگیری مواجه می شود و در یک اردوگاه به عنوان مهره بازی می شود در حالی که به اصول خود پایدار می ماند. فیلمبرداری در سال هزار و نهصد و هفتاد و شش و پنج سال برای انتشار به تعویق افتاد.