جران کارلوس، یک تاجر، با زنی بسیار جوانتر از خود عشق ورزیده و در نهایت با او ازدواج میکند. مادرخوانده جران کارلوس، پس از اتفاقی با او، داستانی ساختگی تعریف میکند: پدر دخترش غریبهای است که با او در واگن قطار رابطه داشتهاند. به طور تصادفی، این ماجرا سالها پیش برای جران کارلوس نیز اتفاق افتاده بود و اکنون، با این تردید که همسرش دختر اوست، حتی در شب عروسی به نزدیکی او نمیرود.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.