خط داستانی
روستای رومانی در دههٔ پنجاه. نایتا لوشان، دهقان حیلهگر و سرسخت، با تمام حربهها با فرآیند همگرا شدن مخالف است. او به طور غریزی حس میکند امضای زمین و گوسفندانش به دولت بدهد فقط زمانهای بدی برای او میآورد. تنها قطعیت او مالکیت این قطعه زمین ناکارآمد و بیمایه است. هرچند شدیداً مخالف است، اما ایدهٔ خوبی جمعگرا بهاجبار اجرا میشود.