خط داستانی
جو و بنى دو کابوی در سفر به غرب وحشی به صورت دوآواهای آوازخوان معمولاً یک پنی هم برای پس انداز ندارند. جو یک قهرمان روئدو است که کودک دختر کوچکی به نام سوزان را شیفته می کند و آرزو دارد او پدرش باشد. با این حال مادرش ماریا با دام دار ثروتمند و شیطان سوار ازدواج می کند. سوزان می خواهد ازدواج را متوقف کند، بنابراین به کالسکه جو و بنى پناه می برد تا آنها را وادار کند مداخله کنند. دام آنان را به عنوان گروگان نشان می دهد و مجبور می شوند در میان خانواده هایی که توسط دام ستم می شوند فرار کنند. با هم به دام ضربه می زنند تا وقتی ماریا می بیند که او برای او مرد مناسب نیست.