خط داستانی
درباره مشکلات و سؤالاتی که زمانی که یک جوان تبدیل به بزرگسال میشود پیش میآید چه چیزی به ذهن او می آید در ملاقات با دیگران چه چیزهایی برایش مهم است چگونه به دنبال جایگاه خود در زندگی میگردد چگونه با عشق و فردی که به آن جا تبدیل میشود کنار میآید وقتی فیلم ساخته میشود خواننده راک هاسه بیست و چهار ساله است او در استکهلم زندگی میکند دوربین روزهای او را دنبال میکند به باشگاه راک به روی صحنه دیدار با دوستان والدین و دختران او ملاقات میکند او با یوهانا که شانزده سال دارد آشنا میشود و علاقه ای که در نهایت به عشق تبدیل میشود پدید میآید حال چگونه هاسه اکنون برای خود جایگاهی در زندگی می سازد چگونه آنها جامعه خود را میسازند هر دو فرزندان شهری در سوئد رفاه که شاید دیگر رفاه نمیدهد اما خلأ و بیمعنایی را به وجود آورده است