خط داستانی
زنباره ناپایدار آزارگر به نام استفان مارجل بامدادی همسرش سوفی را به فرودگاه می برد تا برای آخر هفته عید پاک او را ببیند. فوراً جولی نوجوان زیبارو را که تازه با دوست پنهان ازدواج کرده چپ می زند. او را به آپارتمانش بازمی گرداند و برای یک آخر هفته بی پروای سکسی آماده می شود، اما ناگهان همسرش برمی گردد. او داستانی عجیب و یکباره و لحظه ای می سازد که دختر زیباروی در واقع دختر از دست رفته اش است. جولی همراهی می کند، اما این به سلسله ای از دروغ های مضحک و موقعیت های کمیک منجر می شود (مانند وقتی مادر واقعی او ظاهر می شود)