پسری که در یک باشگاه کشور زندگی میکند و پدرش در آنجا کار میکند، تصمیم میگیرد با فروش کود حاصل از فضولات اسب به عنوان کود شیمیایی، مقداری پول اضافی به دست آورد و سه خواهرش (که دو نفر از آنها بزرگتر هستند) را به این کار دعوت میکند. با افزایش فروش آنها، توجه بیشتری از سوی IRS و هیئت مالیاتی ایالت و همچنین رقیب بزرگمقیاس که به هر قیمتی میخواهد آنها را از کسب و کار خارج کند، جلب میشود.