خط داستانی
در بیستم فوریه سال هزار و هشتصد و ده، نیروهای فرانسوی و باوارایی رهبر شورشی تیروال را در منتاوا کشتند، در آن زمان قسمتی از اتریش. هوفر رهبری تیرولانها را در نبرد برای استقلال از باواریا به عهده داشت و توسط کشاورزی ناچیز خیانت شد. خیانت و تاثیر آن بر کشاورز موضوع این درام تاریخی-مبتنی بر داستان است. کارگردان کریستین برگربر داستان را با تأکید بر زیبایی شناسی بصری و نیز نماهای نزدیک برای نشان دادن ظرایب احساسات انسانی به تصویر کشیده است. انگیزه کشاورز رافل هر چه باشد او به وضوح یک ناخواسته است، با کارهای فراوان و بیقدری، پاداشی که انتظار داشت برای خیانت به پنهانگاه هوفر دریافت نمیکند و باید شهر را ترک کند تا خشم روستاییان را فرار کند. هنگامی که به شهر میرسد و در کارخانه با کار سخت روبهرو میشود، باید با این واقعیت کنار بیاید که هویت او تغییر کرده است و ممکن است هم به خود و هم به هوفر خیانت کرده باشد.