dissident
Dissident
روزی روزگاری جوانی وجود داشت که در مکانی خدمت می کرد که از صداهای دشمنان کاسته می شد می نوشت و می خواست فیلمی بسازد به نظر او آزادی کامل لازم بود تا ظرفیت هایش از بین نرود تا موانعی برای خلاقیت وجود نداشته باشد