در یک شهر بندری کوچک در پایان قرن نوزدهم، کودکان ناپدید میشوند. مرد مرموزی در لباس سیاه که در شهر پرسه میزند، ممکن است خود مرگ باشد. و لورین نه ساله از کابوسها و توهمات ترسناکی رنج میبرد که در آن مردی با یک کیسه و کودکان ترسیدهای که از پشت پنجرههای بسته کمک میخواهند، دیده میشود.