Wait Until Spring, Bandini
فیلم تا بهار، باندینی
راکلین، کلرادو، ۱۹۲۵. زمستانی سخت و سرد. آرتورو باندینی جوان پدرش سوئوو، مادرش ماریا و برادرانش را دوست دارد. با اینکه پدرش که بناست، پول کمی که دارد را در سالن بیلیارد امپریال هدر میدهد و وقتش را با بیوه ثروتمند آمریکایی، هیلداگارد میگذراند. با اینکه مادر زیبا و دیندارش اجازه میدهد که پدرش به این کارها ادامه دهد، حتی اگر برادر کوچکش تختش را خیس کند. آرتورو همه آنها را دوست دارد. او همچنین عاشق بازی بیسبال است، حتی اگر مجبور باشد تا بهار صبر کند. و او همچنین عاشق سینماست... و روزا. اما او او را دوست ندارد...