یک رادیکال هیپی، هیوئی واکر، به مدت چند دهه فراری بوده و به جرمی متهم شده که ممکن است آن را مرتکب نشده باشد. سرانجام او دستگیر میشود و توسط مأمور FBI، جان باکنر، که فردی جدی و در دهه بیست زندگیاش است، به محاکمه منتقل میشود. در حالی که این دو به نظر میرسد که کاملاً متضاد یکدیگر هستند، در واقع باکنر ممکن است بیشتر از آنچه در ابتدا به نظر میرسد، با واکر مشترکات داشته باشد، نکتهای که زمانی که این دو در برابر یک کلانتر شرور از یک شهر کوچک قرار میگیرند، به وضوح مشخص میشود.