خط داستانی
سال پیش بر همان نیمکت دیده شدند، او خود را یویا معرفی کرد. شب یویا ورّا را ترک کرد و قول داد به زودی بازگردد. اکنون سالی بعد، او او را نمیشناسد، می گوید نام او نیکولای است، سپس الکسی. اما ورّا همچنان به چیزی امیدوار است...
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
سال پیش بر همان نیمکت دیده شدند، او خود را یویا معرفی کرد. شب یویا ورّا را ترک کرد و قول داد به زودی بازگردد. اکنون سالی بعد، او او را نمیشناسد، می گوید نام او نیکولای است، سپس الکسی. اما ورّا همچنان به چیزی امیدوار است...