داستان مثلثی از عشق از طریق خاطرات آنییتا و مونولوگی تیز روایت میشود. آنیتا بسیار سادهلوح و در حال عشق است، لاچی یک تبهکار کوچک شهر با قدرتهای متقاعدکنندهٔ بالا و عشق پنهانیِ سِیلووی است. سه نفر به وین میروند، جایی که لاچی دو دختر را به نمایشِ حریمِ دید برای مقداری پول خرد میفروشد.