در ابتدای یک جلسه شبانه الکلیهای گمنام، جیم بهطور خاصی نگران به نظر میرسد. حامی او او را تشویق میکند تا آن شب صحبت کند، اولین بار در هفت ماه گذشته، بنابراین او صحبت میکند و بلافاصله جلسه را ترک میکند. در حالی که جیم در شب سرگردان است و به دنبال آرامش در مکانهای قدیمیاش، بارها و پارکهایی که در آنها مواد مخدر خریده است، میگردد، جلسه ادامه دارد و ما داستانهای بازماندگان و معتادان را میشنویم - برخی، مانند لوئیس، که ادعا میکند به دنبال تمرین گروه کر آمده است و خود را الکلی نمیداند، و دیگرانی، مانند جوزف، که نوشیدن او تقریباً باعث مرگ فرزندش شده است - در مورد زندگیهایشان در جلسه صحبت میکنند.