زنی چهلساله که باردار است و بهطور علمی به عنوان زیستشناس کار میکند در آزمایشگاه خانگیاش آزمایشهای عجیبی انجام میدهد. گیاهانی که او میکاردن درد فیزیکی و ترس را احساس میکنند. روزی درختی سقوط میکند و مردی را میکشد. این رویداد تکرار میشود و مردم شروع به گفتن اینکه درختها قصد کشتن دارند میکنند. شوهر این زن با انگیزهای از نفرت به مویجه پژوهش همسرش همهٔ درختان فرسودهٔ منطقه را برای جلوگیری از حوادث آتی فرمان میدهد تا با نیروهای طبیعت واکنش ایجاد شود