Angst hat eine kalte Hand
فیلم ترس دستی سرد دارد
پرستار هدی ظول از کارssystem فرار و در پارکینگ کلینیک خود ربوده میشود. پس از یک هفته، بیآنکه چیزی به خاطر بیاورد، به پلیس مراجعه میکند و گزارش میدهد. کارآگاه جنایی کیم اوساسوالد تنها کسی است که به پرستار باور دارد. مسیر آنها را به مربی واحد سگهای پلیس به نام لوگ جِرگ بنارت «بیان» هدایت میکند. وقتی راهمی سه نفر با هم برخورد میکند، کابوسی از خشونت عریان در نزدیکی آغاز میشود.