خط داستانی
در این داستان که بر روی رویدادهای یک شب متمرکز است، کارلو کاریلای فداکار، متوجه میشود که همسرش ایرجا با دکتر الک ون ونتل رابطه دارد. پرستار ارشد بیمارستان، خواهر مگدا، به کاریلای علاقهمند است اما احساساتش را سرکوب میکند. تصادف ماشین ایرجا زنجیرهای از رویدادهای دراماتیک را به راه میاندازد که همه را وادار میکند تا ارزشهای زندگی خود را دوباره ارزیابی کنند.