خط داستانی
تصویری از هنرمند فوتوریست خوزه د آلامادا نگریراس که گفت: «من میخواستم دیگران از من بگویند: نگاه کن، مردی است!» به همان گونه که میگویند: «نگاه کن، سگی!» وقتی سگی عبور میکند؛ یا اینکه میگویی: «نگاه کن، درختی است!» وقتی درختی وجود دارد. یعنی به عنوان یک موجودیت، بدون استفاده از صفتها، تنها به صورت یک کل: یک مرد!