زندگی کارآگاه پلیس ژاک لنیل روزی به جهنمی تبدیل میشود که همکارش توماس کولین کشته میشود. همکاران او او را مقصر مرگ میدانند و پس از طلاق همسرش، لنیل تصمیم به ترک نیرو و آغاز تحقیقات خصوصی برای کشف قتل کولین میگیرد. به زودی جسد گلولهخورده نویسنده و استاد ادبیات زکریا Osborne به خودرو او بسته میشود. همسر این استاد لنیل را برای حل راز قتل استخدام میکند؛ اما آنچه کارآگاه مییابد زشت است: اوسیبورن بخشی از معامله سودمند زمینخواری است که فروش ناهموار کلیسا قدیمی را به اقامتگاهی نیمهراهه به نام پناهگاه هیولاها تبدیل کرده است. نام مناسب است زیرا ساکنان همگی قاتلان محکوم هستند که محکومیتهای بسیار کمی دارند. زمانی که لنیل به ساکنان پناهگاه و جنایاتشان از طریق فلشبک پرسوجو میکند، این اثر به اثری با فضای داوید لینچ تبدیل میشود.