خط داستانی
یک تبلیغ برای اداره پیشرفت کارها. ما دستها را از نزدیک میبینیم: کار کردن، بازی کردن، دعا کردن، چوب تراشی و نواختن. دستها از اره و چکش استفاده میکنند، سنگها را بلند میکنند، چرخها را میچرخانند، سپس مینویسند، تایپ میکنند، باندی را میزنند، ویولن مینوازند، از قطبنما استفاده میکنند و یک یادداشت خزانهداری ایالات متحده را در دست میگیرند. دستها یک کفش را به مشتری میپوشانند، دماسنج را تکان میدهند و اسکناسها و سکهها را به دستهای دیگر میشمارند. یک دست یک حلقه نامزدی را روی انگشت میگذارد، بلیط سینما میخرد و یک خط ماهیگیری را جمع میکند. تصاویر متعددی تکرار میشوند. یک مرغ چرب میشود؛ مرغهای دیگر دانه میخورند. این یک جشن ملی است.